الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
55
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
خداوند چيزى را بر قومى دگرگون نمىسازد تا خود آنها بر خود دگرگون كنند » پس صورت زن برگشت . فرمود : « زنهار مبادا چنان كارى را كه كردى دوباره انجام بدهى ! » پرسيدند : يابن رسول اللَّه ! او چه كرده است ؟ فرمود : « آن مخفى است مگر خودش بگويد ! » از آن زن پرسيدند ، گفت : هوويى داشتم ، بلند شدم نماز بخوانم گمان كردم همسرم با اوست ، نگاهى به سمت او كردم ديدم او نشسته است و شوهرم با او نيست ! ازاينرو صورتش به آن وضع برگشته بود . « 1 » 60 - كشى از هشام بن حكم نقل كرده است ، مىگويد : در بين راه مكه بودم . خواستم شترى بخرم ! امام كاظم عليه السلام بر من گذر كرد نگاهى به او كردم ، كاغذى برداشتم نوشتم : فدايت شوم ! مىخواهم اين شتر را بخرم ، شما چه مىفرماييد ؟ نگاهى به طرف شتر كرد ، فرمود : « در خريد آن مشكلى نمىبينم ، اگر از ناتوانى او بيمناك بودى او را لقمهاى بده ! » پس شتر را خريدم و بردم ، از او ناراحتى نديدم تا نزديكى كوفه در يكى از منزلگاهها بار سنگينى داشت خودش را زمين انداخت و آماده مردن شد ، غلامان رفتند او را از مردن بازدارند ، يادم از سخن امام عليه السلام آمد كه فرمود : « لقمهاى بده » چند لقمهاى خواستم ، بيش از هفت لقمه نداده بودم كه با همان بارش از جا بلند شد ! « 2 » 61 - شيخ مفيد از هشام بن حكم در حديث بريهه آورده است . . . « 3 » 62 - ابوجعفر مشهدى از اسحاق بن عمار نقل كرده است ، مىگويد :
--> ( 1 ) - تفسير عياشى : 2 / 205 . ( 2 ) - رجال كشى : ص 231 . ( 3 ) - اختصاص : ص 292 . اين حديث به شماره ( 56 ) گذشت - م .